زنگوله
من خوبم م م م م تو خوبی؟؟؟

سلام

به کلبه احساس و تنهایی من خوش اومدین.

شعرها و نوشته ها هیچ مخاطبی ندارند و برای معشوق خیالی سروده و نوشته شده اند.

تمامی اسامی استفاده شده نظیر مریم مینا نازگل و... مستعار می باشند و فقط برای منظم تر کردن  مصرع ها استفاده شده اند.

.................................

به دلیل زیاد بودن نظرات و همچنین نظرات تبلیغاتی قادر به خواندن نظرات ارسالی شما دوستان نیستم لطفا هر گونه سوال نظر پیشنهاد انتقاد خود را از قسمت تماس با من که در بالای وبلاگ قرار دارد بفرستید در صورت ارسال نظر گزینه ارسال نظر بصورت خصوصی را تیک بزنید. در غیر اینصورت قادر به خواندن و تایید نظر شما نخواهم بود.

اراتمند شما

حامد. ح


دانلود آثار و کتاب ها

صدای شاعر (بزودی)

کلاسهای آموزشی (کارگاه ترانه)

زندگی نامه (بزودی)

تماس با من





طبقه بندی: سایر، و غیره،
[ یکشنبه 13 شهریور 1390 ] [ 02:44 ب.ظ ] [ admin ] [ نظرات ]

 

کارگاه ترانه رامسر به بعد از ماه رمضان موکول شد

 

تو این مدت یه کم وضع روحی مناسبی نداشتم شدیدا هم مریض بودم و صدام گرفته بود

 

تعداد ترانه های ارسالی نیز به ایمیل کارگاه 42 ایمیل بود که به حد نصاب 70 ترانه نرسیده بود به

 

علت اینکه کارگاه افتاده بود وسط ماه رمضان و اطلاع رسانی نیز ضعیف بود که برای بعد از ماه

 

 رمضان در کلیه سایت های موسیقی اطلاع رسانی می شود.

 

دوستانی هم که نمیتوانند حضور پیدا کنند می توانند ترانه های خود را به ایمیل کارگاه ارسال کنند

 

(90 هزارتومان برای کسانی است که حضوری در کلاس ها شرکت می کنند برای غیر حضوری ها

 

هزینه ای دریافت نمی شود.)

 

ارادتمند شما عزیزان ... محمدملا قلی پور- حامد حمیدی


[ سه شنبه 17 تیر 1393 ] [ 10:36 ب.ظ ] [ admin ] [ نظرات ]
کاملا خفه شده ام دیگه صدام در نمیاد

یه کوچولو صدام که برام مونده بود تو کنسرت دیروز داد زدم خاموش شد و الان دیگه کلا خفه

شده ام  بد جوری مریض شدم.

دیروز خیلی حالم گرفته شد از اینکه میدیدم مردم شهرم چقدر خوب رقتار میکنند چقدر خوب

آبروی ما رو بردن

 و مهم تر اینکه وقتی میدیدم مردم با چه ذوقی کنسرت و دنبال میکنن و با یک انگیزه و شور و

هیجان جالبی شهرام شکوهی رو همراهی میکنن

دلم گرفت

دلم گرفت از اینکه این همه ترانه  من حتی توسط خواننده های خیلی بزرگتر از شهرام شکوهی 

مثل عماد 25 باند تی ام بکس لیلا فروهر بین 5 یا 6 هزار نفر تو یه جایی خیلی بزرگتر و پر

جمعیت تر از آمفی تئاتر شهرمون اجرا میشه و فقط جای من اونجا خالیه که لجظه لحظه نوشتن

 اونا رو یادم بیارمو ......

دلم گرفت وقتی شهرام گفت مجوز نداره نمیتونه فلان ترانه رو بخونه دلم گرفت وقتی یه وحشی

به سن حمله کرد که اهنگ مدار را رو نخونه

و بیشتر دلم گرفت که اونور از این چیزا نیست لیلا فروهر عماد شبنم هر ترانه ای که مردم بخواند

میخونند بدون مجوز بدون حمله به سن اما من نمیتونم اونجا باشم

خیلی دلم گرقته تیر که عماد تو استانبول کنسرت داره میخوام بین هزاران نفر بشینم و ترانه های

خودمو زنده گوش کنم میخوام وقتی مینا جان و میخونه چشامو ببندمو قشنگ حسسش کنم

ولی نمیدونم چرا باید پاسپورت منو بگیرن  واسه کارای اداری و قرار باشه 20 تیر بدن .تعویض

پاسپورت واسه همه یه هفته طول میکشه واسه من 2 ماه خیلی دلم گرفته که اینجوری به تاراج

رفته ام و منو غارت کردن این همه شعر ترانه نوشته صاحب ندارند؟؟؟ دلم میگیره از اینکه به خاطر

ترس از دست دادن یه موقیعت باید اینگونه مخلوقات خودمو بی اسم و نشون به حال خودشون

رها کنم من خالق این همه ترانه شعر داستان و و و ... هستم. من کجام؟؟؟

خیلی ناراحتم باید عکس بزارم کارگاه ترانه ترانه هاتونو بفرستین بعدا محل و زمان براتون ارسال

میشه چرا نباید همون جا محل و زمان و بنویسم

میخوام از این به بعد اسم هنری  تاراج را برای خودم انتخاب کنم دلیلشم روشنه

ترانه دیگه گفتم حرف جدیدی واسه گفتن ندارم دیگه انگیزه نیست

اما شعر اگه بی مورد باشه زیرش مینویسم تاراج اگر مورد دار باشه بیچاره اونم باید یه شعر

پرورشگاهی باشه بی اسم و نشون



طبقه بندی: سایر، خاطرات،
[ یکشنبه 1 تیر 1393 ] [ 05:49 ب.ظ ] [ admin ] [ نظرات ]




..................................

تیر ماه 93 رامسر کارگاه ترانه

زمان برگزاری کارگاه مابین 5 تیر ماه الی 15 تیر ماه خواهد بود (زمان دقیق متعقبا اعلام خواهد شد)

کلاس ها در دو روز و در دو نوبت صبح و عصر و هر جلسه 3 ساعت برگزار می شوند.

بنده فقط به عنوان مدرس و گرداننده کارگاه در خدمت دوستان خواهم بود و مسئول برگزاری کارگاه دوست عزیزم آقای محمد ملا قلی پور هستند

کارگاه هیچ تضمینی برای به اجرا در آمدن ترانه های شما ندارند.

اخرین جلسه کارگاه 5 ترانه برتر توسط یکی از خواندگانی که مرا در این کارگاه همراهی خواهند کرد به اجرا در می آیند.(احتمالا خواننده مورد نظر حسین مقدسی و یا مصطفی چراغی به همراه تنظیم کنندگی مهرشاد قنبر پور خواهد بود)

فقط جلسه اول بصورت 70 نفره خواهد بود و بقیه جلسات در7 گروه 10 نفره برگزار خواهد شد و به بررسی  ترانه های و رفع نقاط ضعف ترانه های دوستان خواهیم پرداخت.

شرکت کنندگان کارگاه  تبریز مجاز به شرکت در این کارگاه نمی باشند.

آوردن موبایل و دوربین عکاسی در کارگاه ممنوع می باشد.

برای شرکت در کارگاه مشخصات خود را به همراه 5 قطعه از آثارتان برای بررسی و تعیین سطح  به ایمیل کارکاه به نشانی k.taraneh@mailfa.org    بفرستید زمان و محل برگزاری کلاس ها به ایمیلتان ارسال خواهد شد.

تمامی سوالات خود را در مورد کارگاه در قسمت نظرات همین پست ارسال فرماییددر زیر هر نظر به آن پاسخ داده خواهد شد

نظرات این پست نیازی به تایید ندارند.

با تشکر...





طبقه بندی: سایر،
[ دوشنبه 26 خرداد 1393 ] [ 02:33 ب.ظ ] [ admin ] [ نظرات ]

آدم در چند موقیعت میتونه بهتر بنویسه و بخونه

اول زمانی که عاشقه

دوم زمانی که تنهاست

سوم زمانی که خیلی غمگینه

چهارم زمانی که کلی حرف داره بگه

و دست اخر زمانی که تو غربت مونده و دلتنگه

من همه ی اینها رو تجربه کرده ام اما نمیدونم نوشته هام خوبن یا بد ؟؟؟




**********************

من اینجا تنها و بی کس و لال مانده ام

اما شما بی خبر از من خوشحال و شاد زندگیتونو میکنید

این درسته که تو این دنیای کوچک ما اینقدر از هم دور باشیم و همدیگرو فراموش کنیم.....

یاد ها و یاد واره ها همچون حباب های  دریاچه ی ارچک در پریشانی افکارم شکل میگیرند و روزگار تنهایی و در غربت بودنم را پرتحمل می سازند

همیشه آخرین کلاممان یادم هست.

خداحافظ تا بعد

در مدرسه در پارک کنار هم آواز خواندن خندیدن جوک گفتن  و زیبا در کنار هم زیستن  های و هوی کردن

و الان در قلعه وان چشمان دو رنگ گربه ها را نظاره کردن در حیاط موزه میان فنس ها فکر به چشم آبی و نارنجی گربه ها کردن

بوی گلهای رنگارنگ صحرا را فرو بردن و سینه را عطر آگین کردن .

 

وان ترکیه پاییز 89






طبقه بندی: سایر، نامه ها، خاطرات،
[ دوشنبه 26 خرداد 1393 ] [ 12:46 ب.ظ ] [ admin ] [ نظرات ]

این هم از زندگی نامه من که توسط زحمت کشان انجمن حمایت از شاعران جوان تهیه شده و به زودی قسمتی از ان نیز در شبکه های اجتماعی پخش می شود  و کل این نوشته در سایتی که در دست طراحی می باشد قرار خواهد گرفت و یک دانشنامه کامل در مورد تمام نویسندگان ایرانی خواهد بود. من نیز بنا به احترام به این عزیزان عین نوشته را بدون دستکاری  اینجا قرار میدم.

 .............................................................................

حامد حمیدی متولد مرداد  ماه سال 1371 در اصفهان و البته به گفته خودش آذربایجان می باشد می باشد از معروفترین و برجسته ترین ترانه سرایان حال حاضر ایران می باشد.البته  به گواه و به گفته خودش او مشهورترین ناشناس ایران می باشد .از 9 سالگی نوشتن را آغاز کرده اولین اثر او یک مجموعه شعر کودکانه بوده که در همین سن نوشته ولی بعد ها آن را گم کرده است در سال های اغاز نوجوانی اش ترانه های او با کمی تغییرات  توسط گروه موسیقی مجاز پارت خوانده میشده او در آن زمان کوچکترین عضو گروه 11 نفره موسیقی پارت بوده است .

در دوران راهنمایی در دو گروه داستان و شعر به عنوان نفر اول  در بخش استانی مدارس  انتخاب میشود بعد از نوشتن داستانی فلسفی که بعد ها در ساخت فیلم سینمایی بی پایان که از شبکه 1 ایران پخش شد از آن استفاده میشود نوشتن را کنار میگذارد  و از ان به بعد به عنوان ترانه سرا  با  خوانندگان داخل ایران همکاری میکنددوباره در اوایل سال 92 پس از 6 سال این بار به عنوان شاعر و ترانه سرا دوباره نوشتن را  بصورت جدی و حرفه ای آغاز میکند .

حامد در سال 89 در رشته معماری دانشگاه آزاد قبول میشود اما پس از یک ماه تحصیل عازم شهر وان ترکیه میشود بعد از 20 روز دوری به دلیل حس دلتنگی و مشکل زبان به ایران بر میگردد و رشته معماری را ادامه میدهد در زمستان همین سال نیز در آزمون دانشگاه خلبانی ارتش جمهوری اسلامی ایران قبول میشود اما به دلیل مخالفت پدرش از حضور در تست های پزشکی این دانشگاه انصراف می دهد.

بعد از ترانه های مکرر اولین اثر شعری او با نام اشتباهی که مجموعه شعر نو بوده منتشر میشود که مورد اعتراض شاعران و فعالین شعر نو قرار میگیرد چون او در این اثر خود شعر و ترانه را تلفیق داده و در صدد ایجاد سبک جدیدی در شعر فارسی بود که با مخالفت شاعران شعر نو مواجه شد و حتی چند تا از شعر های او نیز از سایت شعر نو حذف شد  سومین اثر او نیز با جنجال همراه میشود او که در کتاب خاطرات کودکی عده ای را خطاب قرار داده و به ساختن مسجد و کارهای خیر بی ثمر انها اعتراض کرده بود مورد اعتراض و سرزنش این افراد قرار میگیرد واز طرف انها به اسلام ستیزی و غرب گرایی متهم میشود ولی بدون توجه به گفته های انان به کار خود ادامه میدهید و از طرف گروهی از هم شهریان خود نیز حمایت میشود و اقدام به ساخت امامزاده ای برای ابادانی زادگاهش در روستای پدری خود میکند حامد در سال 92 و 93در مدت کوتاهی بیش از20 عنوان کتاب شعر اموزشی  طراحی و داستان می نویسد همچنین در این مدت همزمان با چند خواننده مطرح نیز همکاری میکند  و کار های او موفق ظاهر میشوند او سابقه همکاری با مجله روزهای زندگی  خانواده سبز بچه های گل آقا و راه موفقیت  رادر کارنامه ادبی خود دارد .

در مراحلی از زندگی هنری خود بر سر اجرای ترانه دریای احساس که آن را برای هلن خواننده محبوبش نوشته بود ولی نتوانسته بود به دستش برساند با یکی از خوانندگان جوان داخل ایران دچار اختلاف میشود و حق خواندن ترانه ی خود را لغو میکند وبعد از دنیای ترانه خداحافطی میکند اما به مدت کوتاهی پس از ان پیشنهادی از یکی از گروه های موسیقی ایرانی لس انجلسی دریافت میکند و دوباره با ترانه حس ازادی برمیگرد که این کار نیز بسیار موفق میشود حامد علاوه بر نویسندگی ترانه سرایی و فیلم نامه نویسی  توانایی طراحی با دست آزاد و طراحی چهره و نقوش بر روی ظروف سفالی را دارد و کتابی را با عنوان اسکیس و طراحی های دست ازاد برای دانشجویان معماری در دست تالیف دارد او ویولن را بصورت مبتدی ولی سنتور را بصورت خیلی حرفه ای می زند و تا به حال برای چندین خواننده بصورت زنده سنتور زده است.

شاعر شدن او داستان عجیب و به نظر ساختگی دارد وقتی از او پرسیدند چرا شاعر شدی ؟گفته بود یک نفر گفت شعر دوست دارم و من شاعر شدم  او در هیچ کدام از کارهایش از اسم واقعی خود استفاده نکرده و از اسامی مستعاری نظیر علیپور-حامی-کوشکی و ... استفاده کرده و اکثر ترانه های او نیز به اسم خوانندگان ترانه ها ثبت شده است علت این کار نیز نامعلوم است. اما شاید این استفاده نکردن از اسم به علت ممنوع الکار بودن وی بوده است که حق انتشار کتاب و ترانه ای را به اسم خود نداشته است.

حامد خالق آثار و ترانه های مشهور زیادی نظیر  حس آزادی- مینا جان- نکن ناز- افسونگر استقلال تیم ما قهرمانه یار قدیم طناز- بازی بازی تو یه حسی غریبه اشنا از پیشم میری و ... است

همچنین او کتابهای زیادی نیز نوشته ولی برای هیچ کدام از انها موفق به گرفتن مجوز چاپ نشده است و تنها چند تا از ترانه های او در سال 93 در کتاب ترانه های عامیانه به چاپ رسید. این امر نیز ممنوع الکار بودن وی را تایید میکند.

مینا- اشتباهی-نقاش- خدای سکوت- خاطرات کودکی-بعد از من بی مخاطب-برگهای پاییزی- مینا باید بخواند- سروده های مرداد- ترانه های شهر دقیانوس- آموزش شعر و شاعری اموزش فیلمنامه نویسی باران برای تو می بارد- چتری برای باران تو را دوست میدارم مینا در آیینه ها  و ... از اثار او هستند

در اوایل سال 93 اهنگی با نام دانشگاه منتشر شد از انجایی که ترانه سرای این کار حامد بود و صدای موجود در اهنگ به صدای تغییر یافته حامد نزدیک بود و در صفحه یکی از رپر های ایران که رابطه ی نزدیکی با حامد داشت منتشر شده بود این کار به حامد نسبت داده شد که او خود نه تایید کرد و نه تکذیب اما قبل از ان در مصاحبه اش با یکی از مجلات کشور گفته بود که نه دوست دارد و نه میخواهد خواننده شود ولی هیچ گاه بطور رسمی این خبر را تایید و یا تکذیب نکرد.

حامد در اردیبهشت سال 93 بعد از نوشتن ترانه از پیشم میری که برای یکی از گروه های موسیقی معروف لس انجلسی نوشته بود  با انتشار یادداشتی با عنوان شکست...شکست... شکست در وبلاگ شخصی خود با دنیای ترانه های احساسی و عاشقانه برای همیشه خداحافظی کرد و اعلام کرد که دیگر حرف جدیدی  برای گفتن  ندارد و از تکرار بیزار است بعد از ان نیز دو کار در سبک راک ترانه سرایی کرد که هیچ گونه موفقیتی به دست نیاورد و هرگز نتوانست موفقیتهای قبلی خود را تکرار کند سومین کار حامد نیز که یک کار اجتماعی و راک بود و به مسائل جامعه می پرداخت اصلا به مرحله انتشار نرسید سرانجام حامد در اواسط خرداد 1393 بعد از اینکه دوباره بر سر اجرای یه ترانه پاپ با یکی از خوانندگان مشهور زن لس انجلسی دچار اختلاف سلیقه شده بود   با انتشار یادداشتی در سایت معتبر موسیقی ما و ویکی صدا برای همیشه از دنیای ترانه و موسیقی خداحافظی کرد و به شعر نویسی با موضوع اجتماعی پرداخت.

او متفاوت ترین ترانه سرای ایرانی بود که در همه سبک ها از پاپ گرفته تا راک و رپ موفق به ارایه ترانه های خوب و موفق شده بود در مدت کوتاهی که بصورت جدی به ترانه سرایی پرداخت دنیای ترانه های فارسی را دگرگون کرد  همچنین یکی از ترانه های او نیز به زبان ترکی استانبولی ترجمه شد و توسط خواننده مشهور ترکی موسوم به دی جی تارکان خوانده شد ولی خود حامد نیز با رد این خبر آن را فقط شبیه به ترانه خود دانست و گفت فقط از چند بیت از ترانه های او در این ترانه ترکی استفاده کرده اند علارغم ترک بودنش هیچ وقت نتوانست در ترانه های ترکی موفقیتی به دست آورد و فقط موفق به نوشتن 3 ترانه ترکی شد که فقط یکی از ان ها توسط حامد پهلان(خواننده فارسی زبان ) اجرا شد.

در سال 93 نیز حامد با ترانه تیم ما  مردم ما که ان را برای تیم ملی فوتبال ایران سروده بود با سیروس محضر نیا در مسابقه خوانندگی برای تیم ملی در جام جهانی شرکت کرد که جزء 5 ترانه برتر انتخاب شدند ولی در نهایت ترانه روزبه بمانی با خوانندگی احسان خواجه امیری توسط فدراسیون فوتبال ایران انتخاب شد.

حامد از شاگردان یغما گلرویی بوده و در یک کارگاه ترانه ی3 روزه یغما شرکت کرده و از طرف او بعد از 3 خانوم به عنوان چهارمین شاگرد برتر دوره انتخاب شده بود همچنین در نظر سنجی سایت اکادمی ترانه که از کل ترانه سراهای سالهای اغازین موسیقی فارسی تا امروز انجام شده بود در  بین 65 هزار نفر ترانه سرا حامد در رتبه یازدهم و بالاتر از افرادی مثل  روزبه بمانی ترانه مکرم مهشاد عرب و مونا برزویی ترانه سرایان برجسته ایرانی قرار گرفت یغما گلرویی در این لیست در رتبه 8 قرار گرفته بود ولی در رتبه سنجی انجمن شاعران نو در بین چهارصد هزار نفر شاعر حامد در رتبه دو هزار و ینجاه و سه قرار گرفت در این رتبه شاعران نامی مثل سهراب سپهری فروغ فرخزاد شاملو نیما یوشیج سید علی صالحی در رتبه های تک رقمی قرار داشتند .

او به عنوان یکی از رکورداران ترانه سرایی فارسی نیز محسوب میشود از ماه دی سال 92 تا فروردین 93 در مدت چهار ماه بیشتر از 40 ترانه از او اجرا شد و این یعنی برای هر 3 روز یک ترانه از او اجرا میشد که او را تبدیل به پرکارترین ترانه سرای ایرانی کرده بود ویژگی بارز او این بود که با  همه اقشار خوانندگان همکاری میکرد هم با خوانندگان جوان و به اصلاح کار اولی ها و هم با خوانندگان مطرح و خارج نشین. و خود را محدود به خواننده خاصی نمیکرد  او بیش از 50 تا از ترانه های اجرا شده ی خود را به یک نفر تقدیم کرد و بقیه ترانه های خود را بدون مخاطب و یا با مخاطبان فرضی و خیالی نوشته بود در مجموع ترانه های حامد به بیش از هزارو پانصد ترانه می رسید که از این بین 123 تا از انها توسط خوانندگان اجرا شد یکی دیگر  از عناصر تمایز ترانه های حامد به کار بردن زیاد اسم مینا بود که خودش آن را نام مستعار و فرضی عنوان کرده است

  حامد در مورد هیچ کدام از ترانه های خود اظهار نظری نکرده و فقط در گفتگویی کوتاه با یکی از سایت های موسیقی فارسی که با نام مستعار حامد حمیدنیا انجام داده بود گفته بود با ترانه مینا جان خاطره دارد برای ترانه از پیشم میری دلتنگ بوده و  بخاطر ترانه دل از همه بریدم که توسط یک خواننده دوره گرد در پل خواجوی اصفهان اجرا شده احساساتی شده و گریه کرده است و ترانه های قدیمی خود را  هنوز هم گوش می دهد. و آرزو داشته ترانه ای برای هلن خواننده محبوبش بنویسد که ناکام مانده است .

همچنین حامد شروع به برگزاری چندین دوره کلاس اموزشی تحت عنوان کارگاه ترانه در شهرهای مختلف کرده است که در دوره اول که در تبریز برگزار شد در آموزشگاه موسیقی آوادیس برای 30 نفر ترانه سرا در مدت 3 روز تدریس کرد و دوره دوم کلاس های خود را در فصل تابستان در شهر رامسر برگزار خواهد کرد.

او در حال حاضر سردبیر مجله حس خوب و مدیر رادیو آینده است اما گفته است قصد دارد برای همیشه دنیای شعر و فرهنگ را ترک کند.

حامد غیر از فیس بوک و اینیستاگرام در هیچکدام از شبکه های اجتماعی حضور ندارد و بقیه صفحات یا به اسم او هستند و یا تشابه اسمی اند.


برای این هنرمند و نویسنده عزیز آرزوی موفقیت همراه با شادکامی داریم.

انجمن حمایت از شاعران جوان

 

 

 

 

 

  




طبقه بندی: سایر، خاطرات،
[ شنبه 24 خرداد 1393 ] [ 01:10 ق.ظ ] [ admin ] [ نظرات ]
چشمانت ارتش هیتلر بود
و من لهستان بی دفاع
آنهایی هم که کنارم بودند
تا تقی به توقی خورد فرار کردند



طبقه بندی: سایر،
[ جمعه 23 خرداد 1393 ] [ 12:33 ق.ظ ] [ admin ] [ نظرات ]

همه چیز تقصیر من است


آنقدر زیبا صدایت زدم


آنقدر زیبا عکست را کشیدم


و آنقدر زیبا برایت نوشتم


دوستت دارم


که همه ی مردان دنیا عاشقت شدند


و تو فراموش کردی


چه کسی تو را پر آوازه کرد




طبقه بندی: شعر،
[ پنجشنبه 22 خرداد 1393 ] [ 12:23 ق.ظ ] [ admin ] [ نظرات ]

0-نام ترانه/نام خواننده


1-خوبه حالم/عماد احمدی

2-این روزا خرابتم/عماد احمدی

3-مینا جان /عماد احمدی

4-تو یه حسی / عماد احمدی

5-خیلی دوستت دارم /عماد احمدی

6-خوشحالم/عماد احمدی و بهروز سکتور

7-شیرینم / عماد احمدی

8-تنهام نذار / عماد احمدی

9-دختر جنوبی / عماد احمدی و حامد پهلان

10-تکراری (مشترک با امین علیپور) /عماد احمدی

11-مادر / عماد احمدی

12-منو ببین / عماد احمدی

13-وطن یعنی / حامد فرد

14-هنوزم/ حامد فرد

15-روی حرف خودم هستم (مشترک با مریم اسدی)/ شبنم

16-بی نشون/مژگان امیری

17-مادر/مصطفی آشتیانی

18-دلتنگتم (مشترک با نسترن رضایی)/علیرضا ولایی

19-از پیشم میری/25 band

20-افسونگر (شعر)/ گروه اریان

21-امشب/حامد حامی

22-دختر بندر/حامد حامی

23-ساعت 3/حامد حامی

24-حبس ابد / حامد حامی

25-خوشحالم /حسین مقدسی

26-اخراجی/حسین مقدسی

27-جنون/حسین مقدسی

28-باور/حسین مقدسی

29-خدا برس به دادم/حسین مقدسی

30-اگه نبودی /حامد روزبه

31-رویا/آیروس

32-از هوا پیداست/ حامد محمودزاده

33-آدم برفی/حامد محمودزاده

34-گل مینا/ حامد محمود زاده

35-بگو میمونی/ایمان شجاعی

36-چه حالیه/کامران قشقایی

37-مجنون لیلی/کامران قشقایی

38-قاصدک/سیروس کوشکی

39-دلتنگت میشم / علیرضا مولایی

40-دلم به این خوشه/حسام الدین موسوی

41-ثانیه های اخر/ علی نیا

42-مینا/علی نیا

43-دوستت دارم (مشترک با سامان جلیلی)/سامان جلیلی

44-نیلوفر/شهاب مقدم

45-گل مینای من/رامین

46-حس آزادی / tm bax

47-من به تو مینازم / شهاب بخارایی

48-پیش تو میمونم/شهاب بخارایی

49-مریم/علیرضا روزگار

50-عروسک (مینا) /نیما نصر

51-سرباز/فرزین طاهری

52-تیم ما قهرمانه/ حامد محضرنیا

53-نکن ناز/حامد پهلان

54-دنیامی/سعید کرمانی

55-مهربونم/ محمد سالکی

56-دست خودم نیست/مجتبی صفوی

57-روانیتم (مشترک با علیرضا قلی)/علی عبدالمالکی

58-این حرفه من /یاسر رشادی

59-من تو رو کم دارم/ ندیم

60-سفر/ندیم

61-آینده /امیر علی بهادری

62-روسریت و سر کن /حامد پهلان

63-ما تو رو دوست دارم / حامد پهلان

64-دست دست /حامد پهلان

65-خوب کردی/حامد پهلان

66-نازی(ترکی) /حامد پهلان

67- شهر ستم / آوا

68-پری پری / گروه پارت

69-چی شده/ گروه پارت

70-بازی بازی /گروه پارت

71-گل نیلوفر/گروه پارت

72-قصه عشق/گروه پارت

73-لیلی/ امیر فرجام

74-مرد بی رویا/ مرتضی سرمدی

75-رقص مهتاب/ گروه پارت

76-پشیمونم (مشترک با سامیلا عربی)/ شهره

77-یه قل دوقل / گروه پارت

78-عشق من / گروه 7

79-استقلال/ رضا عنایتی (بازیکن سابق استقلال) و بابک جهانبخش




طبقه بندی: سایر،
[ شنبه 17 خرداد 1393 ] [ 01:14 ب.ظ ] [ admin ] [ نظرات ]

قاصدک سلام و سرودم

تا گهواره ای دیگر

نوسان بی تابیِ یکی چو او را

چگونه ببینم؟

برای گفتن هر نه

باید هزارن بله گوی بی بته را حریف شد

شاعر بی ادعای این همه ترانه

آینه ها  را روی اهالی نابینا گرفتی

مگر که انعکاسش

تصویر بی رمق تو را به ضمیرشان بنشاند

دریغا آنان که حقیقیت را خورشید میدانستند

پرتویی را علم کرده و به سرش کوبیدند

داستان حماقت را چگونه باور کنم؟

مرداد بی پناه را چگونه تاب آورم؟

تنهایی پنجره ها را ببین

که در نبود تو چگونه به مسلخ کشیدن

خورشید را انتظار میکشند

شاعران تملق را بنگر

که حتی الفبا نمی دانند

ولی به مرگ هدایت مشکوکند

ستارگان یکایک شهاب می شوند

برق چشمانش می پراند

عقل دیگری از هوش

لب بسته در رنگ ماهی ها

در تنگ کوچک خویشتن

و منتظر از ما بهتران است

که به چرب زبانی چو نقاب

آیینه بنماید

گریستن را گاهی توان آن نیست

تا ترجمه ی اندوه آدمی باشد

هزاران دریا گریستم

ای خلق ناسپاس یک سطر نفهمیدی

هیچ دستی سپر بلایت نبود

در میانه ی آن همه سنگ انداز

مرداد ظلم را چگونه بیداد کنم؟

حبس شدم در میله هایی ناگزیر

که پرواز را باور نداشت

سرگذشت تمام خاطراتم

در سکوتی بلند از سر گذشت

مگر به دقایقی اندک

که این خلق، چوپان دروغگوی تازه ای

را به واسطه ی چند بع بع جدید سپاس گفتند

مرداد سکوت را چگونه فریاد کنم؟

من به واسطه زبان بریده گان

وکودکان نیامده ی تقویم

 شرمسار ابدی تاریخم

قصه بافی که حسرت به خوابهایی میبرد

که من در بیداری می بینم

و من همیشه کلامم

به رنگ سپیده دممان است

و عشقم در سایه ی تو آفتاب میگیرد

با من بگو مراد بی سایه را چگونه تاب آورم؟

چگونه تاب آورم ؟ چگونه تاب اورم؟

 حامد.ح




طبقه بندی: شعر،
[ شنبه 17 خرداد 1393 ] [ 01:09 ب.ظ ] [ admin ] [ نظرات ]

سی و سه تا  صندلی، میز، قاضی، پتک ،کفه های نابرابر عدالت...

کاش می‌شد عقب برگرده  زندگیم بیفته تو صراط ِ هدایت!

 

جُرم‌هایی به نام عاشقانه، شُرکایی به اسمِ «خواننده»،

پخش ترانه ها تو پی ام سی ،ارتباط با زنان رقصنده

 

جُرمِ سرودن مرداد درد ، خطای اشتباهی امدن،

ترانه ای برای  «جمشید»، سربازی که مادرش جنازشو ندید

 

مُزدِ بی‌وقفه گفتن از مردم، زندگی روی واژه های سادگی

زیر چترِ عاشقی  ریختن باران ترانه رو سر بی لایقی

 

گپ و گفتگو با‌  این و آن زن و دختر،بصورت معمولی

 گریه هایی دریغ کرده در روزگار خشکسالی

 

 

اتهامی که منتشر شده است...

بلند شو بگو من یه خائنم

«نه آقای قاضی من فقط یه شاعرم!»

 

مرگِ مغزی ترانه ها، خواب‌ِ سنگینِ ملتِ گوسفند

صنعت نفت ملی ، بیست و نهم اسفند

پایتختی که «شهرِنو» شده است، «جان لنن» فرض کردنِ «داریوش»!

 

تن سپردن به بدترین بدتر، آبِ سررفته صَد وجب از سر،

زندگی مشترک با چند نفر فکر کردن به یک زنِ دیگر

 

خشم‌های گره شده در مُشت، فکر کردن به چند حرف‌ِ دُرشت،

رد پای یک دوست توی خاطره، حسِ خنجر خورندگی از پُشت.

 

اتهامم بزرگ و سنگین است، همه ی نگاهم به یه شلوار جین  است،

در دیارِ دروغ و ریا و نیرنگ و گاو، آخرِ راهِ شاعری این است.

 

پیش پایم دوراهه‌ی نفرین، تلخِ‌تر از کمدیِ «چاپلین»،

یک طرف ختم می‌شود به جنون، یک طرف ختم می‌شود به «تنهایی»...

 

اشتراکِ میانِ تیغ و زبان،

فرق ناچیز خانه و زندان،

اعترافم هنوز یک جمله‌ست:

آیا من خائنم؟

«نه آقای قاضی اشتباه میکنی من فقط یه شاعرم!»

 




طبقه بندی: شعر،
[ شنبه 17 خرداد 1393 ] [ 01:07 ب.ظ ] [ admin ] [ نظرات ]

همیشه حواسم به خودم و دل ساده ام بود !

تا مبادا کاری کنم به کسی بر  بخورد!

نه وقتی برای بافتن خاطرات داشتم،

نه حتا فرصتی

فقط گاهی که به عقربه های گذران ساعتها نگریستم !

حواسم از خودم و دل ساده ام پرت شده !

و آرزوهایم بر باد رفته اند !

خواب هایم تعبیر نشده اند!

فکر میکردم روزی می آید ،

که همه در خیابان به یکدیگر سلام کنند،

چراغ ِ تمام چهار راهها سبز می ماند

و دوستانم،

خواب ِ پرشیای ِ سفید و موبایل بدون ِ قسط

و کابوس ِ شهریه عقب افتاده نبینند !

هیچ کس مشکل کار نداشته باشد

چاقو فروش ها گل بفروشند

و سر و کله تو

از آنسوی سایه سار فانوسها پیدا شود !

هنوز هم منتظرم !

از گریه های مکررم خجالت نمی کشم !

سکوت بیمارستان  ها را رعایت نمی کنم !

کاری به حرف و حدیث این و آن ندارم !

دِکارت هم هر چه می خواهد بگوید !

 

من خواب می بینم،

پس هستم !

 

 




طبقه بندی: شعر،
[ شنبه 17 خرداد 1393 ] [ 01:06 ب.ظ ] [ admin ] [ نظرات ]

می‌آمیزم‌ سیاهی‌ شب‌ را

با سفیدی‌ روز

ـ که‌ خود عصاره‌ی‌ زندگی من است‌! ـ

تا قهوه ای رنگ چشمانت  را برگزینم‌

برای‌ ترسیم دنیای خویش!

 

بر  گوشه ی الکیِ بوم‌

تمام گل های جهان را نقاشی‌ می‌کنم‌

با ریشه هایی از جنس زندگی و از جنس عشق!

 

با علف هایی هرز در پای ریشه ها‌

با عبور رهگذران هرزه دل 

و باد های جار زن خبر های دل آشوب ...

 

این‌جا ایران‌ است‌

و من‌

تو را دوست می‌دارم!

 




طبقه بندی: شعر،
[ شنبه 17 خرداد 1393 ] [ 01:05 ب.ظ ] [ admin ] [ نظرات ]

بزرگتر که شدم

قایقی به وسعت دریاها خواهم ساخت

از اقیانوسِ خیال هایِ رنگی خواهم گذشت

و بر تمام سواحلِ آرامِ جهان سرک خواهم کشید

بزرگتر که شدم

می روم کنار تمام خاطرات

و دمی آنجا می نشینم

به مانند مشق شب کودکان

تمام خاطرات را از نو می نویسم

دیگر هیچ فرقی ندارد

قلم آبی باشد یا قرمز

پررنگ بنویسد یا کم رنگ

آنچه زیباست دست خط من است

بزرگتر که شدم

بیست و چندتا شمع روشن میکنم

و قبل از فوت کردنشان ارزو میکنم

یک بار دیگر حتی وقتی که چشمانم را بسته ام

پای نگاه تو بنشینم

و به جای تولدت مبارک

صدای پای امدنت را بشنوم

شاید که بزرگی

آخرین راه بازگشت

به سرزمین پاک و بی الایش

و به کوچه های روشن و خلوت کودکی باشد.

حامد.ح

 





طبقه بندی: شعر،
[ شنبه 17 خرداد 1393 ] [ 01:03 ب.ظ ] [ admin ] [ نظرات ]

با دستهایم چتری برای شهر می سازم

دیگر چه می شود نام گل زیبا را به خاطر نیاورم؟

یا اصلا ندانم کدام شاعر سر به هوا

قافیه های خیال را به آب داد

من که خوب می دانم بادبادک قصه

با هر بادی می وزد

و همیشه بر پشت بام  خلوت خاطره های دیگران می افتد

پس دیگر چه فرق می کند

که بدانم باد از کدام طرف می وزد؟؟




طبقه بندی: شعر،
[ جمعه 16 خرداد 1393 ] [ 06:21 ب.ظ ] [ admin ] [ نظرات ]

آنقدر بی خیال از رفتن و بازنگشتنت گفتی،

که گمان کردم سر به سر ِ این دل ِ‌ساده می گذاری!

به خودم گفتم

این هم یکی از دروغ های توست!

ولی آواز، آغاز ِِ بغض ِ گرفته ی من است

در کوچه های بدون چراغ برق

رنگ ِ اشک بر نقاشی ِ چهره ام

و عذاب ِ شاعر شدن در آوار هر چه واژه ی سرد و تاریک!

دیروز در پی ِ گناهی سنگین، به گذشته رفتم !

از پی ِ تقلبی بزرگ، دفاترِ دبستان را ورق زدم!

باید می فهمیدم چرا مجازاتم کرده ای!

دفتر انشاء  را باز کردم

نوشته بودم علم بهتر از ثروت است

و شاید هم زیر کردن مورچه هایی که در خیابان

به کف ِ کفش ِ من می چسبیدند،

این گناه ناکرده را معنا کند!

و یا شیشه ای که با توپ ِ میکاسای ِ من،

در بعدازظهر تابستان ِ هشت سالگی شکست!

یا سنگی که با دست ِ من

کلاغ ِ حیاط ِ خانه ی مادربزرگ را فراری داد!

یا نفرین ِ ناگفته ی گدایی، که من

با سکه ی نصیب نشده ی او برای خودم بستنی خریدم!

وگرنه من که به هلال ابروی تو،

در بالای آن چشمهای زیبا و براق جسارتی نکرده ام!

امروز هم به جای خونبهای آن مورچه ها،

ده حبه قند در مسیر ِ مورچه های حیاطمان گذاشتم!

برای آن پنجره ی قدیمی شیشه ی رنگی خریدم!

یک سیر پنیر به کلاغ خانه ی مادربزرگ

و یک اسکناس ِ سبز به گدای در به در ِ خیابان دادم!

پس تو را به جان ِ جریمه ی این همه ترانه،

دیگر نگو بر نمی گردی!

 




طبقه بندی: شعر،
[ یکشنبه 11 خرداد 1393 ] [ 11:19 ب.ظ ] [ admin ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 12 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

چه می شود همه از جنس آسمان باشد
چه قدر فاصله اینجاست بین آدمها

چه قدر عاطفه تنهاست بین آدمها

کسی به حال شقایق دلش نمی سوزد

و او هنوز شکوفاست بین آدمها

کسی به نیت دل ها دعا نمی خواند

غروب زمزمه پیداست بین آدمها

چه می شود همه از جنس آسمان باشیم

طلوع عشق چه زیباست بین آدمها

تمام پنجره ها بی قرار بارانند

چه قدر خشکی و صحراست بین آدمها

به خاطر تو سرودم چرا که تنها تو

دلت به وسعت دریاست بین آدمها
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


.

.

.

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

استخاره آنلاین با قرآن کریم

فال امروز